
"با دردهایت بساز" میتواند جملهای باشد از منشور فلان یک بنگاه تجاری که هر روز صبح کارمندانش باید آن را برای خود تکرار کنند...با دردهایت بساز... و بعد کار روزانهء خود را آغاز کنند. در طول روز اثر جادویی این جمله آنچنان خواهد بود که راندمان کاری آنها را چندین برابر میکند، چون وقتی با دردهایشان بسازند تنها دغدغهشان انجام آن کاری خواهد بود که به آنها محول شده است. اما این اثر جادویی تنها تا پایان ساعت کاری ادامه خواهد داشت و بعد که از محل کارشان خارج میشوند دوباره فراموش میکنند که باید با دردهایشان بسازند و به همین خاطر است که دوباره فردا صبح قبل از...
ادامه مطلب
گاهی آدم حس میکند شبیه بچهها بهانهگیر شده است. ما بچه که بودیم اینقدر مثل آدم بزرگها بارمان آورده بودند که هر وقت دلمان بهانهء چیزی را میگرفت سریع حالیمان میشد که این نیاز واقعی ما نیست؛ بهانه است دیگر! بهانه هم یک ساعت، یک روز، یک هفته، یک ماه، نهایتش یک سال با ما هست و بعدش فراموش میشود و بهانههای جدید می آید که باز به همان منوال قبل باید به صورت خودجوش بیمحلیشان میکردیم. اینطور بچههای بزرگی بودیم به حساب خودمان! حالا که بزرگ شدیم فهمیدیم بچهگیها چه کلاه گشادی سرمان رفته که این قسم بیمحلیها را پای بزرگیمان گذاشتهایم. ای...
ادامه مطلب
ای جلوهء تامّ هر چه خوبی مادر تو مامن آرامش و خوبی مادر ای وصف تو سخت تر ز هر کار جهان حالم ز حضورت نتوان کرد بیان ای قطرهء باران شده از عشق خدا تفسیر اجابت دلم وقت دعا در عشق تو جملگی ملائک مبهوت ای معنی عاشقی به ملک و ملکوت ای بی تو فراخ عالمی هست قفس جانم ز هوای تو گرفته است نفس هر جا که نهی قدم بهشت آنجا هست هستی و ز هست تو دلم بر جا هست + تقدیم به فیروزهء سیاهنویسندهء متنهای فوق العاده زیبا و الهام بخش که مایهء خلق این چند بیت دست و پا شکسته هم از کلام موزون و زیبای اوست. + و تبریک به مادر بزرگوارش بابت تولد 44 سالگی و ان شا الله سایه شون سالها مستدام با...
ادامه مطلب
دست دلمون یه جایی بندشه!...
ادامه مطلب