با دردهایت بساز

خرید بک لینک
"با دردهایت بساز" میتواند جملهای باشد از منشور فلان یک بنگاه تجاری که هر روز صبح کارمندانش باید آن را برای خود تکرار کنند...با دردهایت بساز... و بعد کار روزانهء خود را آغاز کنند. در طول روز اثر جادویی این جمله آنچنان خواهد بود که راندمان کاری آنها را چندین برابر میکند، چون وقتی با دردهایشان بسازند تنها دغدغهشان انجام آن کاری خواهد بود که به آنها محول شده است. اما این اثر جادویی تنها تا پایان ساعت کاری ادامه خواهد داشت و بعد که از محل کارشان خارج میشوند دوباره فراموش میکنند که باید با دردهایشان بسازند و به همین خاطر است که دوباره فردا صبح قبل از شروع به کار از آنها خواسته میشود که این جمله را تکرار کنند...با دردهایت بساز...و چون فراموش میکنند تمام آن ساعتهایی را که برای خودشان است باید درد بکشند. این طور میشود که زندگیهایشان را میشود در دو عبارت خلاصه کرد: کار کردن و درد کشیدن...که به مدد آن جملهء طلایی در هر دو بخش زندگی راندمانشان به شدت بالاست. وقتی که کار میکنند دردی ندارند و وقتی که درد میکشند از کار خبری نیست. بعد یک روز یک آدمی که خیلی کیفیت زندگیش برایش مهم نیست یعنی در اصل یک مقدار به جهت ذهنی مشکل دارد یادش میرود آن جمله جادویی را به زبان بیاورد یعنی زمان گفتن آن جمله را اشتباه میکند و به جای اینکه قبل از شروع کار آن را به زبان بیاورد در پایان روز زمانی که به خانهاش بر میگردد این جمله را میگوید. او که هر شب در تنهایی خودش در زیر پلهای تنگ و تاریک آوازهای غمگین میخواند حالا در خیابانهای شهر تا صبح مینوشد و آوازهای شش و هشت میخواند و حرکات موزون انجام میدهد. مردم هم دیگر به این کارهایش عادت کردهاند و کاری به کارش ندارند. روزها هم سر کار راندمانش پایین میآید و مدیر بخش مربوطه عذرش را میخواهد. او دیگر تنها نیست. آخر همهء مردم می شناسندش و به کارهایش میخندند و برای ساعتی هم شده دردهایشان را فراموش میکنند و او هم از شادی مردم شاد میشود و دیگر بدون آن جملهء جادویی هم دردی در زندگیش احساس نمیکند.
صبا دقت کن!...

ما را در سایت صبا دقت کن! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 17:26

صفحه بندی