
مطلب تاریخچه نیلوبلاگ مطلب سهام نیلوبلاگ شاراک: شرکت صنایع بهداشتی ساینا در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۸۰ به صورت شرکت سهامی خاص تاسیس شد و در تاریخ ۷ اردیبهشت ۱۳۹۴ به موجب صورتجلسه مجمع عمومی فوق العاده به شرکت سهامی عام تبدیل و در تاری...
ادامه مطلب
سریع ترین و امن ترین راه مهاجرت به خارج امروزه بسیاری از افراد در جهان به دنبال ارتقای سطح کیفی زندگی و یا شغلی و … خود هستند. و سعی بر این دارند که با مهاجرت به بهترین کشورهای دنیا به خواسته خود برس...
ادامه مطلب
آشنایی با شهر زوریخ این شهر در شمال مرکزی کشور سوئیس و در دامنه کوه های آلپ جای گرفته است. زوریخ با مساحت 91.88 کیلومتر مربعی که دارد حدود 2 میلیون نفر در آن زندگی می کنند. با این توصیفات بزرگ ترین ...
ادامه مطلب
راه ها و روش های مهاجرت به روسیه مهاجرت در دنیا با توجه به قدمت آن و ادامه آن تا امروز جزو واقعیات مهم در زمین به حساب می آید. این رفتن به مکان دیگر را به خارج از کشور محل تولد مهاجرت می گویند. مهاجرت...
ادامه مطلب
آشنایی با شهر آتن شهر آتن مهد پروش تاریخ یونان بوده و زیباترین مقاصد گردشگری تاریخی جهان را از آن خود کرده است. مساحت شهر آتن برابر با 2.929 کیلومترمربع بوده و جمعیتی برابر با 89.000 نفر در آنجا زندگی...
ادامه مطلب
راه ها و روش های مهاجرت به سوئد در سال هایی زندگی می کنیم که بسیاری از اطرافیانمان قصد مهاجرت و اقامت در خارج از کشور را دارند. هر چند مهاجران شرایط روانی بسیار سختی را برای دوری از وطن تجربه می کنند ...
ادامه مطلب
راه ها و روش های مهاجرت به سوئیس سوئیس از جمله کشورهای صلح طلب و بسیار محبوب در میان کشورهای اروپایی است. در نتیجه بسیاری از افراد به فکر مهاجرت به سوئیس می افتند. هر چند که اقتصاد این کشور بسیار قوی ...
ادامه مطلب
نذرت قبول ما صدقه خور که نیستیم... معجر اضافه هست برامان بیاوری......
ادامه مطلب
گاهی آدم حس میکند شبیه بچهها بهانهگیر شده است. ما بچه که بودیم اینقدر مثل آدم بزرگها بارمان آورده بودند که هر وقت دلمان بهانهء چیزی را میگرفت سریع حالیمان میشد که این نیاز واقعی ما نیست؛ بهانه است دیگر! بهانه هم یک ساعت، یک روز، یک هفته، یک ماه، نهایتش یک سال با ما هست و بعدش فراموش میشود و بهانههای جدید می آید که باز به همان منوال قبل باید به صورت خودجوش بیمحلیشان میکردیم. اینطور بچههای بزرگی بودیم به حساب خودمان! حالا که بزرگ شدیم فهمیدیم بچهگیها چه کلاه گشادی سرمان رفته که این قسم بیمحلیها را پای بزرگیمان گذاشتهایم. ای...
ادامه مطلب
چراغها را خاموش کرده بودند به جز تک چراغ سبز رنگ بالا سر منبر. مداح شور گرفته بود. ملت هم آن پایین داشتند زومبا سینه میزدند. + چطور میشه آدم با کسی قهر باشه بعد براش زار زار گریه کنه؟ - نمیشه خوب. + پس ناز کم کن عزیزم بیا با هم آشتی باشیم. باشه؟ - ... +آفرین. بیا این دستمال را هم بگیر دماغتو پاک کن!...
ادامه مطلب
بگذار که در غمت بمیرم... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> بهش بگو... متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ...
ادامه مطلب
یادت هست زیر همین پنجره صدایم میزدی که یک بغل پاییز برایت آوردهام؟! خم میشدم و چشمانم را ریز می کردم مثلا میخواهم یک بغل پاییزت را ببینم غافل از اینکه عطر خنده هایت را نسیم خنک پاییزی تا کمی پایین تر از لبهء پنجره می آورد. میخندیدی که اگر از آن بالا دیدنش برایت سخت است بیا پایین تا نشانت بدهم. بیا برگها را ببین! هر کدام یک رنگی هستند اما همه یک مایهء گرم دارند مثل دلهای ما وقتی دست هایمان را زیر نم نم باران پاییز به هم میدهیم. بیا که زود است برای بریدن از مهر پاییزی؛ حالا حالاها باید سنگفرشهای خیابانها را با هم قدم بزنیم، آخر سمفونی پاییز...
ادامه مطلب